X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 11 فروردین‌ماه سال 1389

از روزگار رفته حکایت

آن موقع ها کامپیوتر توی اتاق مامان و بابا بود.نشسته بودم پای کامپیوتر که یکهو داد زدم:وصل شد!وصل شد! 

مامان با هیجان گفت:راستی؟

راست می گفتم.بالاخره اینترنت دار شده بودیم.اولین سایتی که رفتم؟اسمش بود:بیا تو موزیک.

یک جا شنیده بودم این سایت کنسرت گروه آریان را مستقیم نشان می دهد.خبری نبود،شاید دروغ بود.شاید هم اینترنت مورچه ای ما کشش نداشت.

سایت دوم بدهی بود.جک و فال خواندم و رفتم خوابیدم.

از فردایش شروع شد.سالن های چت یاهو،آدم هایی از مراکش و هند و پاکستان،asl plz.دعوا با برادرم که چرا ID خودت را وارد کردی که من نتوانم با مال خودم بروم.

ID هامان را خودمان نساخته بودیم،بلد نبودیم.مال من را دوستم ساخته بود،مال برادم را شوهر عمه مان. 

(اعتراف می کنم که نمی دانستم برای این هر وقت کانکت می شویم چراغ میلاد روشن می شود که شوهرعمه مان ID او را  save کرده و sign in as automaticly را زده.نمی دانستیم کافی است تیک اینها را برداریم.)

یک هفته تمام مجبور بودم با  چیزی شبیه milad_cat777666 چت کنم تا یاد گرفتم آن تیک را بردارم و بعد مال خودم را که چیزی بود شبیه m_superstar20022000 وارد کنم.

گاهی دو تاصندلی می گذاشتیم کنار هم،رو به روی کامپیوتر.وقتی که سر نوبتمان به توافق نرسیده بودیم و باهم دعوا می کردیم که حالا asl کداممان را بدهیم.

بعد من یک دوست پیدا کردم،کارولین.ایرانی بود،می گفت انگلیس زندگی می کند.

کارولین به من قول داد یک روز که می رود استادیوم بازی لیورپول،بعد از بازی ای میل من را بدهد به مایکل اوون.

قول داد.

من هر صبح به امید پیغام کارولین از خواب بیدار می شدم که بالاخره سلام مرا به مایکل اوون رسانده یا نه.

هیچ وقت نرساند،کم کم ارتباطمان قطع شد.من چیزهای جدید کشف کردم،مثلا وبلاگ را.

اولین وبلاگی که خواندید یادتان هست؟من یادم است.اسمش بود:سیب زمینی.آدرسش بود:iust.blogspot.com