X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 20 دی‌ماه سال 1388

عمو زنجیرباف

کتابم را می­بندم.نبود،توی سطرهای کتاب هم نبود.کامپیوتر را روشن می­کنم.توی گودر دنبالش می­گردم،گودرم صفر می­شود،می­خواهم بیایم بیرون.می­گویم نه بگذار باز باشد. راستی من آدم حسودی هستم...می­دانستید؟

میلم را باز کنم،«آموزش سی زبان زنده دنیا با روش رزتا استون»،«پک جادویی آرایشگری»،«تصنیف موج خون»،«سریال فلان با زیرنویس فارسی».(نوشته­بودم فیلان،پاکش کردم.چرا؟انگار ایستاده­بودم کنار حیاط مدرسه منتظر یارکشی.کسی مرا نبرد توی تیم خودش.فیلان نوشتن مثل همین می­ماند،بازی­ای که مال من نیست.)

من فقط یک میل ستاره­دار دارم،می­خواهم بروم برای بار هزارم بخوانمش.نمی­روم...صاحب میل ستاره­دار من نیستم،حالا که فرستنده­اش اینقدر دور است.

تازگیها آخر فیلم­های هپی اند گریه­ام می­گیرد،دیروز که مهمان داشتیم و ماتیلدا می­دیدم هی فکر می­کردم سرماخوردگی خوب است وقتی قیافه گریه­دارم شبیه قیافه سرماخورده­ام است.

 راستی علاوه بر حسادت من عقده لایک دارم...می­دانستید؟عقده لایک زدن،لایک خوردن،لایک بودن،لایک شدن...

دارم فکر می­کنم اسم این پست را بگذارم «سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی».بی­ربط است،خوبی­اش به همین بی­ربطی­اش است.اما فکر کنم چند تا پست دیگر با همین نام دارم.چرا شبهایی که آفتابشان برنمی­آید اینقدر زیاد است توی دنیا؟

باید بروم کتابم را تمام کنم،منطق­الطیر.دکتر شفیعی حالا توی پرینستون است،قرار بود این ترم این کتاب منطق الطیر را...اصلا شمایی که این واحد را با او گذراندید،سر امتحان چی کار می­کردید؟با خیال راحت می­نوشتید؟راستی من سندرم دوره­ای آدم معروف(ترجیحا ادبیاتی) دارم.این دوره­ای بودنش مهم است ها.الان دوباره به دوره­ی هوشنگ مرادی کرمانی برگشته­ام.می­دانستید؟

نیست،تا حالا هم بیخود طولش داده­ام.توی هیچ وبلاگ و میل و کامنت­دانی­ای نیست.حتی گوگل هم نمی­تواند پیدایش کند.

سقف اتاقم دارد می­­ریزد،حمام طبقه بالایی نم داده.بهش گفته­ایم،اما درستش نمی­کند.شادی یادت هست می­گفتی کنکور مبدا تاریخ است؟

می­شود پیدا شوی؟حرفهایم دارد ته می­کشد،کلمه­هایم هم،شاید حتی خودم هم.

کامپیوتر را که خاموش کنم می­روم توی سررسیدهای قدیمی دنبالت می­گردم.شاید آنجا باشی.


پی­نوشت:« مجموعه گل آرایی» و« تکنیک تست­زنی توی کنکور» خواستید خبرم کنید.همین حالا که داشتم میلم را نگاه می­کردم به امید چیزی که نیست،آمد.

ها،«شال فوق­العاده زیبای عشق» هم هست...شال عشق؟این دیگر چه صیغه­ای است؟ 

پی نوشت دو:چرا نیم فاصله اینهمه پستهای مرا زشت می کند؟اشتباه استفاده می کنم؟می دانستید من نیم فاصله ام خوب نیست؟