X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 4 دی‌ماه سال 1386

همین دلخوشی ها

*دوچرخه برای هفت سالگی اش تولد گرفته،بهانه ای صورتی توی این روزهای آشفته.من نمیدانم پنج شنبه که بگذرد،جشن تولد دوچرخه که تمام شود من دیگر باید انتظار چه چیزی را بکشم دقیقا؟امتحان های آخر ترم مثلا؟

 

*دلم برایش تنگ شده،برای قیصر و این روزها این بغض لعنتی ام را هیچ جور نمی توانم بخورم.وسط کلاس زنگ می زنم به نگار که دلداری ام دهد.بعد فکر می کنم من ترم چهارم ادبیات معاصر را با کی بردارم؟این واحد را همیشه او ارائه می داد.بعد اسمش روی هیچ بردی نیست.بعد همه جا زمستان است،سرد است و خاکستری.

 

*یک شب را به عنوان همراه مامان،در بیمارستانی گذراندم که آنجا به دنیا آمده ام.(جمله ام تمام شد،همین دیگر!)

 

*دیروز توی آژانس،از بس سرفه کردم آقای راننده کلی برایم نسخه پیچید.از کنیاک(!!) گرفته تا آب نمک و نشاسته.

 

*ام پی تری پلیر خواستید بخرید مارک کریتیو را پیشنهاد می کنم.دیروز انداختمش توی ماشین لباسشویی(توی جیب کاپشنم بود یادم نبود)،آخ هم نگفت.تازه صدای خواننده ها هم باز و شفاف شده!


پی نوشت:پیوندهای روزانه و مولانا را هم دریابید لطفا!