X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 26 شهریور‌ماه سال 1386

پاییز می آید

دامن کشان    ساقی می خواران  از کنار یاران   مست و گیسوافشان   می گریزد

در جام می     از شرنگ دوری      وز غم مهجوری  چون شرابی جوشان  می بریزد

دارم قلبی      لرزان ز غمش        دیده شد نگران

ساقی می خواران   از کنار یاران    مست و گیسو افشان   می گریزد…

شعر:جمشید ارجمند

 

-خوابیدن تا لنگ ظهر،کابوس هایی مغشوش با حضور افتخاری پزشک دهکده و حامد بهداد،زل زدن به صفحه خاموش تلویزیون،جیپسی کینگ و شهرام ناظری،خنده های بی دلیل و اشک هایی یک باره،چسبیدن به روابط جدید،دوره کردن هزار باره ی شعرهای قدیمی،دستور زبان عشق،قیصر امین پور و نزار قبانی،مونولوگ هایی احمقانه و دیالوگ هایی احمقانه تر،سهمیه بندی بنزین و ترافیک همیشگی این شهر خاکستری،رشد غول آسای حسن یوسف هایم و خشک شدن ناگهانی گلدان محبوبم،دل خوش کردن به واحدهای بوستان و فردوسی به امید فرار از ملال واحدهای عربی،بانو،کلاس زبان،غیبت و تهمت و زخمه هایی که می زنند،کازابلانکا،آرمان های پوسیده و افکار بی دلیل.

دلتنگی،دلتنگی،دلتنگی…نگران نباش.من خوبم.یا حداقل،بلدم ادای خوب بودن را در بیاورم.