تو همونی...

تو همونی.همون آسمون نیلی که تو مهتاب می باره.همونی که قدر ستاره های آسمون نیلی دوستش دارم.همون حضور لطیفی که توی لحظه لحظه دلتنگی هام باهام بود.

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که بر دلم نشستی

تو همونی.همونی که هزار کتاب هم که پر شه نمی تونه از خوبی تو بگه.هیچ میدونی چقدر دوستت دارم؟

در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد
حالتی رفت که محراب به فریاد آمد

حضور سبز و مهربونت وسط غصه هام.همون حضوری که مثل نسیم تو دل همه ما می وزه.همون حضوری که همه خستگی هام رو می سپره دست باد...

بی همگان به سر شود بی تو به سر نمیشود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نیشود

همه فکر میکنن برای گفتن از تو باید کتابی حرف زد.اما اشتباه میکنن.کسی که زبون گلها رو بلده.کسی که خودش به ستاره یاد داده چشمک بزنه.کسی که خودش به پرنده ها آواز خوندن رو یاد داده.تو زبون همه رو بلدی.....

ای توبه ام شکسته از تو کجا گریزم
ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم

تو همونی.همون که دلم عین خود آینه کف دستته.همونی که همه ما رو دوست داری.همون که هر چقدر هم بهت بدی کنیم ما رو از یاد نمی بری.

تا نقش خیال دوست با ماست
ما را همه عمر خود تماشاست

خدای مهربونم.بگو چطوری دلت از دست ما نمیشکنه؟بگو چه شکلی بازم به فکر مایی؟مایی که اونقدر تو خودمون غرق شدیم که یاد تو داره از لحظه هامون پاک میشه....

در سرم از عشقت این سودا خوش است
در دلم از شوقت این غوغا خوش است

تو همونی.همونی که اسمت خلاصه همه خوبیهای دنیاست.به من هم یاد بده.باد بده چه شکلی هم دلم شیشه ای باشه و مهربون و هم از دست این همه بی مهری نشکنه.چی شد؟چی شد که داریم فراموشت میکنیم؟خدای خوبم تو همونی که از همه بهتری....
این سایت خیلی توپه:http://www.mosaferkoochooloo.comهمه اونهایی که کتاب شازده کوچولو رو نخوندن حتما برن به این سایت.متن کتاب به دو زبان توی این سایت موجوده.موفق باشید.



دیروز داشتم نوشته هام رو مرتب میکردم.دفتر های شعر بچه گی هام رو که خوندم کلی ذوق کردم.گفتم بنویسم اینجا شما هم ذوق کنین!!فقط نخندین ها.کلی واسه این شعر عرق ریختم.آخی..سوم دبستان بودم!

وقتی که روز قشنگ                  چادر رنگی شو بست
نسیم با نوازش                         با آواز و با سازش
آهنگ شب را نواخت                   قصه خواب را ساخت
بقچه شب باز شد                      دنیا پر راز شد
چراغ آسمون ما                        ماه قشنگ و پر صفا
ستاره های کوچولو                   صورتشون مثل هلو
همه و همه پیدا شدن                با شب همصدا شدن
تو آسمون نشستن                    به فکر نور هستن
بساط شب جمع شد                 آهنگ شب قطع شد
دوباره صبح شد و باز                   همه جا غرق صفاست

*نتیجه:من از همان عنفوان جوانی شخصیتی مشعشع و تابناک بودم.کسی خبر نداشت!موفق باشید.

این شعر رو دیروز گفتم.زیاد خوب از آب در نیومده.با این حال میذارمش اینجا:

تیک تاک....
ثانیه ها میگذرد
هر ثانیه تولد یک لحظه دیگر است
اما کاش
لحظه های پیشین را
به کام مرگ نمی فرستاد!

موفق شاد و سبز باشید.

به نام وسعت بی انتهایش

اینم یکی از شعرهای خودم.حدود یک سال پیش گفتمش.زمان چقدر زود میگذره!

بگذار تا بخوانمت
بگذار تا با تو بگویم
بگذار بگریم
به یاد شادی های از دست رفته و به یاد زمان
زمانی که میرود
زمانی که بازنمیگردد
وزمانی که تنها باقی میگذارد حسرت
                     بر دلهای پر رخوت
دلهای من و تو
دلهای ما.....
بیا بغض هایمان را پاک کنیم
آنها را به تیک تاک ساعت بسپاریم
تا من نگاهت کنم
و در دریای چشمانت غرق شوم
                   خواهش بزرگی است؟!

برای همه آرزوی موفقیت دارم.

دلم میخواد دستم رو دراز کنم.یکی از این ستاره های چشمک زن رو بگیرم از همون ستاره ها که انگار یکی داره توش می خنده.دلم میخواد با ستاره بازی کنم.تا خود صبح براش شعر بخونم.بعد آروم زیر گوشش زمزمه کنم:تو میدونی چرا شازده کوچولو از دنیای ما رفت؟؟

باور نمیکنم
که ناگهان به سادگی آب
از ساحل سلام دل برکنم
تا لحظه لحظه در دل دریای دور
امواج بیکران دقایق را پارو زنم
(قیصر امین پور)