امروز

این شعر مال خودمه.امتحانام که تموم بشه سعی میکنم بیشتر آثار خودم رو اینجا بذارم.موفق باشین.

امروز را میان لحظهه هایم قاب می کنم
و به دیوار می آویزم
و هر روز به امروز می نگرم
پیش از آنکه کاملا دیر شود
پیش از آنکه فردا شیرینی امروز را از من بگیرد
قبل از آنکه حسرت دیروز روی زیبایی امروز بنشیند
  و تا دم مرگ
امروز را به خاطر خواهم آورد
روزی که شب زودتر از روزهای قبل صبح شد
روزی که اقاقی تمامی عطرش را بر روی دنیا پاشید
تا هروقت تقویم را می گشایم
عطر امروز از لابه لای صفحات خاک گرفته تقویم به مشام برسد
نوای فردا را به فرداها می سپارم
تا بتوانم فقط آوای امروز را بشنوم
آه................
        امروز عجب روزی است!!

نظرتون در مورد شعر در پیتم چی بود؟!
نظرات 2 + ارسال نظر
بابک دوشنبه 12 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 12:38 ب.ظ http://www.dardeh-del.blogsky.com

شعرتو خیلی خوشم اومد..... وب لاگ با حالیه......اولین فرصت بهت می لینکم......

[ بدون نام ] چهارشنبه 11 تیر‌ماه سال 1382 ساعت 10:32 ب.ظ

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد