X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 11 اسفند‌ماه سال 1389

از حیرانی ها - ۶

کجای این جنگل شب، پنهون می‌شی خورشیدکم

پشت کدوم سد سکوت، پر می‌کشی چکاوکم 

  

چرا به من شک می‌کنی، من که منم برای تو

لبریزم از عشق تو وُ سرشارم از هوای تو 

 

دست کدوم غزل بدم، نبض دل عاشقمو

پشت کدوم بهانه باز، پنهون کنم هق هقو 

 

گریه نمی‌کنم نرو، آه نمی‌کشم بشین

حرف نمی‌زنم بمون، بغض نمی‌کنم ببین 

 

سفر نکن خورشیدکم، ترک نکن منو نرو

نبودنت مرگ منه، راهی این سفر نشو  

 

نذار که عشق من و تو اینجا به آخر برسه

بری تو وُ مرگ من از رفتن تو سر برسه 

 

گریه نمی‌کنم نرو، آه نمی‌کشم بشین 

حرف نمی‌زنم بمون، بغض نمی‌کنم ببین 

 

نوازشم کن و ببین، عشق می‌ریزه از صدام

صدام کن و ببین که باز غنچه می‌دن ترانه هام 

 

اگرچه من به چشم تو کمم، قدیمی‌ام، گمم

آتشفشان عشقم و دریای پر تلاطمم 

 

گریه نمی‌کنم نرو، آه نمی‌کشم بشین

حرف نمی‌زنم بمون، بغض نمی‌کنم ببین 

 

+ از اینجا گوش کنید.

+ گلرنگ جانم، خیلی خیلی ممنون.

+ از حیرانی ها