X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 10 شهریور‌ماه سال 1389

بچه های مدرسه والت

یکی از غمگین­ترین آهنگ­هایی که توی عمرم شنیدم؟ تیتراژ بچه­های مدرسه­ی والت.

مشق­های تلنبار شده، جوجه­ی مرده، همکلاسی­ای که دیگر با من حرف نمی­زند، غروب­های جمعه که پشتشان شنبه­ی عبوس است، شنبه­ی خاکستری. دختر کلاس پنجمی که به من زور می­گفت. موهایی را که مامانم بافته بود از زیر مقنعه­ام باز می­کرد. 

 من هیچی نگفتم، بغض کرده­بودم. دختره توی سرویس مجبورم کرد بنشینم کف ماشین، کادویی را که روز تولدم از دوستم گرفته­بودم باز کرد و خورد. یک بسته ویفر موزی. چرا این همه از من کینه داشت؟ نمی دانم.

انریکو اینها که هی توی تیتراژ می­دویدند رسیدند به خانه­شان؟ نمی دانم.

من که هنوز دارم می­دوم، هنوز نرسیده­ام...

+از اینجا دانلود کنید.