X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 19 دی‌ماه سال 1387

این فرجه های خر!

نمی شود مثلا ساعت 8:37 دقیقه از خواب بیدار شد.ضایع است!بنابراین صبر می کنم تا 9،آنوقت بیدار  می شوم.(جدی ها!من فقط وقتی ساعت تمام باشد می توانم از تخت بیایم پایین،بنابراین 9:14 دقیقه که بیدار باشم تا 10 وقت دارم درازکش به مسائل مهم بشری فکر کنم.)

آنوقت یک صبحانه کامل.من که سال به سال شیر نمی خورم وظیفه خودم می دانم شیر بخورم آن هم با کرن فلکس.(اهالی محترم خانه،برای کدام بچه کرن فلکس می خرید شما؟!)

خب بعد برای اینکه خستگی ام در برود می روم پای تلویزیون.یک کمی گسترش شوره زارها در اوگاندا نگاه می کنم و یک کمی مستند آبزیان خلیج فارس.(در این فاصله چون گشنه ام می شود مجبورم نیم چاشت بخورم.)

بعد خوب طبیعتا آدم می رود پای کامپیوتر و یک کمی اسپایدر بازی می کند.در حدی که 40 بار ببازد،60 بار ببرد!یک کمی هم وبلاگ می خواند.

بعد وقت ناهار است خب،آدم با دل گشنه می تواند درس بخواند؟نه!

بعد از ناهار اگر وقت شد خوب است آدم چند بیت مثنوی بخواند و به مولانا فحش بدهد تا دلش خنک شود!

بعد دوباره می روم پای کامپیوتر.متاسفانه هیچ وبلاگی در فاصله ی این یک ساعت پست جدید نگذاشته،از آنجایی که آرشیو همه شان را روزهای گذشته چند بار خوانده ام مجبورم آرشیو خودم را بخوانم!

بعد از آنجایی که آدم با خواندن آرشیو بعضی وبلاگها خبر خاله زنکی کشف کرده مجبور است به یاسمین  sms بزند خبرهای جدید را در اختیارش بگذارد.(یاسمین دارد تریلر هری پاتر 6 دانلود می کند!)

بیت:یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند     طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم!!!!

خب حالا آدم باید برود حمام.(خوب است حداقل این فرجه ها آدم را تمیز می کند.از فرط بیکاری مثل آبزیان روزی 10 بار می روم حمام!)

بعد آدم این همه کار کند گشنه اش نشود؟از آنجا که صبح مستند آبزیان خلیج فارس را دیده ام و تمام فیلم هایم را هم دوره کرده ام و دیگر غرور و تعصب  باعث بالا آوردنم می شود مجبورم تغذیه ام را مقابل تلویزیون خاموش بخورم!

بعد آدم احساس می کند وظیفه دارد مشکلات فرهنگی مملکت را حل کند.دو تا کتاب از ناتالیا گینزبورگ بر می دارم ترجمه هایشان را مقایسه کنم.(قبلش هر کتاب را سی بار خوانده ام که به مقایسه ام عمق ببخشم!)

حوصله ام که سر می رود دوباره می روم پای کامپیوتر.بابا چهار ساعت گذشته!چرا این وبلاگ هایتان را آپ دیت نمی کنید؟من تمام کامنت هایتان را که حفظم!چرا آرشیوتان تکراری است؟!!

پی نوشت:این مرضی که آدم آرشیو تمام مجله هایش را مرتب می کند و مثلا یک روز تمام چلچراغ می خواند مال هفته دوم فرجه است!