X
تبلیغات
رایتل
جمعه 17 اسفند‌ماه سال 1386

چنین نگار که و چنین نگار که راست زهی نگارگری کاین نگار را آراست

همین شادی،درست است.مدرسه ام را که عوض کردم،سال پیش دانشگاهی گاهی کنار شادی می نشستم و به جای تست عربی با هم شعر می گفتیم.اما چیزی که باعث شد رابطه ی ما ادامه پیدا کند همین وبلاگهایمان بود بی گمان.شک ندارم.

در مورد دوستان دوچرخه ای ام هم که مشخص است.اگر اینترنت نبود،من الان نه دوستی نینان را داشتم،نه دوستی تهمینه را،نه فریبا را،نه پرنیان را و نه کلی دوستی دوچرخه ای دیگر.

اما عجیب ترین دوستی اینترنتی ام بی گمان تجربه ی دوستی با نگار است.یک دوستی دوست داشتنی که از آغاز شکل گرفتنش تا ادامه یافتنش پر بود از تجربه های غریب.

ما به رضا میر کریمی مدیونیم نگار،نه؟!

در وبلاگم از فیلم خیلی دور،خیلی نزدیک نوشته بودم.نگار با سرچ همین فیلم رسیده بود به وبلاگ من.بعد بقیه ی نوشته هایم را خوانده بود و ای-میل زده بود و بعد هم چت و اینها.وقتی چت می کردیم چه قدر اشتراکات سلیقه ای عجیب و غریب کشف کردیم بین خودمان.یک روز داشتم برایش می گفتم که مامان من الان هند است.نگار گفت:چه جالب،بابای من هم الان هند است.

مامان من برای شرکت در یک سمینار زبان فارسی هند بود،بابای نگار هم.

بعد کشف کردم پدر نگار کیست.بعد فهمیدیم باباهایمان با هم دوستند.بابای نگار از استادان ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد است. نگار مشهد بود و من تهران.

اگر این اینترنت نبود من نمی فهمیدم جایی از این دنیا نگاری هست که اینقدر خوب مرا می فهمد.اینقدر جالب است دوستی با او.اینقدر مهربان است،دوست داشتنی است.می توانیم لحظه شماری کنیم برای سالی یک بار که او شاید بیاید تهران،یا من بروم مشهد.بعد همین ملاقاتهای محدود سرشارمان کند از دوستی های ناب.

نگار عزیزم،دخترک متولد روزهای اسفند،تولدت مبارک!روزهای پیش رویت پر باشد از شادی و مهر و بهار.