X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 15 مرداد‌ماه سال 1386

هر کسی از ظن خود شد یار من

*کلی سفارش کرده بودن بهمون بابت مردهای عرب و اینکه تنهایی جایی نرین و سعی کنین همیشه با هم باشین .یک بار توی مدینه از مسجدالنبی اومدم بیرون که وضو بگیرم.بچه ها توی مسجد بودن.داشتم می رفتم که شنیدم دو نفر پشت سرم می گن:یا اختی،یا اختی...کمی ترسیدم.قدم هام رو تند کردم و دیدم اونها هم قدم هاشون رو تند کردن.تندتر رفتم اما بهم رسیدن...داشتم سکته می کردم که دیدم کلاه آفتابی م رو که وسط راه افتاده بود و نفهمیده بودم آوردن!!

 

*فکر کن!بزرگ ترین تفریح کسی این باشه که ساعت سه نصفه شب بیرون مسجدالحرام بنشینه و کی.اف.سی و خرما بخوره!

 

*به این هم فکر کن که حتی تسبیح ها و سجاده ها هم made in china  بود.

 

*قبل از رفتن یکی بهم گفت:من آدم معتقدی هستم اما مذهبی اونجوری نیستم.وقتی رفتی اونجا به این فکر کن این خونه ای که می بینی از وقتی ساخته شده،همیشه یه عده دورش عبات کردن.پره از انرژی مثبت.اگر مدیتیشن و یوگا بلدی از این انرژی های مثبت استفاده کن.

 

*شنیدم آدم در صفا فرود آمد و حوا در مروه.دویدند تا بین صفا و مروه به هم رسیدند...

 

*این رو ببینین:شادی در مورد من نوشته!